تصنيف‌ها واشعارعاميانه 

 يه روزي بود، يه روزگاري. پشت خونممون يه گودالي،بچه موش ناله مي كرد،مادِرِش ماسوره مي كرد.فيل آمد برقصِد،افتاددندونش شيكس.گفتم:جه كونم.چاره كونم.روموبه دروازه كونم.صداي بزغاله كونم.پنچاه گوش بسونم وقليه كونم.قرمه كونم.بخورم،خورده مي شود،نخورم،خوراكي همسايه مي شد.به خانوم گفت:برو چلفتي جمع كون،وقتي امد گفت:قسِ م كو؟گفت:توكلون درون.رفت وردارد،ديدنيست.گفت:گربه سيايه خورده.گفت:كو گربه سيايه؟گفت:رو چينه.گوفت چينه كوجوس؟گفت:خراب شده.گفت:گردش كوجوس؟ گفت:توهمبونه.گفت:همبونه كجوس؟ گفت: بارشتر ، گفت: شتركوجوس؟گفت: توصحرا،گفت:چي چي ميخورد؟گفت:برگ چنار.گفت:چي چي مي شاشد؟گفت:روغن چراغ،گفت:چي چي ميريند؟خرماسيا،گفت: بخوروبيا.

گندم برشته ، تختش نبشته ، باباش براغي ، چشمش چراغي ، رفتم به باغي ، ديدم غلاغي ،سرش بريده ،خونش چكيده ، ورداشتمو دويدم ، دويدم و دويدم ، سركوهي رسيدم ، سه تا خاتون رو ديديم ، يكيش به مَ آب داد ، يكيش به مَ نون داد ، يكيش به مَ‌گلاب داد ، نونو هشتم تو طاقچه ، آبو دادم به باغچه ‌، گلاب و زدم به صورتم . باغچه به مَ علف داد ، علفو دادم به بزچيِ ، بز چي به مَ پشگل داد. پشگلو دادم به نونبا ، نونبا به مَ آتيش داد ، آتيشو دادم به زرگر ، زرگر به به مَ قيچي داد ، قيچيو دادم به ملاّ ، ملاّ به مَ كتاب داد ، كتابو دادم به خدا ، خدا به مَ مراد داد ، مرادو دادم به بابا ، بابا به مَ يه كله خرما داد ، گفتم يك ديگه ، زر تو گوشم ، كالام افتاد دم خونه قاضي ، رفتم وردارم ، ديدم سگ به شيكمبه افتاد ، گربه به دمبه افتاد ، آتيش به پمبه افتاد، زيپ زيپ پنبه ، آقا خونه عمّه .

گنجيشكه‌ اشير و مشير ، لبي حوضي مو نشين ، بارون مياد تر ميشي ، برف مياد گندلي ميشي ، مي افتي تو حوض نقاشي ، كي دَرِد مي آرِد ؟ فراش باشي . كي ميگيردد؟ قصاب باشي . سَرِد مي برِد با كارتي كاشي ، كي مي پزدد؟ آشپزباشي . چي چي مي پزد ؟ آش ترشي ، كي مي خوردد ؟ شازده باشي.

گنجيشكه دليلي ، بابائي منو نديدي ؟ بله بله ديدم ، رفتِ بِرِد كمره ، آرد بيارد و خره ، مادرم كولوچي كونه ، دادام تاپوچي كنه .