آداب
و رسوم مختلف نجفآباديها در نوروز
الف)
سمنوپزان
بشر از ديرباز براي رسيدن به خيلي از حاجات و آرزوهايش كه از يد قدرتش خارج بوده
متوسل به قدرتهاي مافوق بشري ميشده و اعمالي به شكل نذر و دعا جهت رفع آن حاجات
انجام ميداده است. مسلمانان نيز از اين امر مستثني نيستند و بسياري از امور مشكل
را با دعا، نذر، صدقه، اطعام ... رفع ميكنند. يكي از نذور پسنديده مسلمانان ايراني
كه ديرينه بسيار طولاني دارد تهيه سمنو و توزيع آن بين اهالي و فاميل و آشنا به نيت
رسيدن به حاجت مي باشد.
سمنوپزان از جمله نذور نه چندان آسان طباخي است چرا كه تهيه و فراهم كردن آن بر
خلاف ساير اغذيه چندين روز وقت ميبرد! و پخت آن نيز حدود 15 تا 18 ساعت طول
ميكشد!
نحوه كار به شكل خلاصه بدين نحو است كه فرد نذر كننده در اوايل فصل زمستان گندم
مرغوب و اعلا تهيه نموده و آنها را در ظروف تخت نظير سيني ريخته و با آبياري و
آفتابرساني روزانه گندمها جوانه ميزند اينكار بين 10 تا 15 روز طول ميكشد بعد از
آن جوانههاي سفيد گندم را چرخ نموده و آنرا صاف ميكنند تا شيره اي شفاف بدست آيد.
از طرف ديگر در وسط روز و در فضاي باز كه معمولاً حياط منزل باني است با آجر و گل
چيزي شبيه اجاق ميسازند كه بتوان از سوراخي كه در پائين اجاق تعبيه شده هيزمها را
داخل آن نمود سپس ديگ را روي اجاق گذاشته و شيرهها را داخل ديگ ميريزند صاحبخانه
به ميل خود ميتواند تعدادي بادام و گردو با پوست به مواد اضافه نمايد. تمام اين
كارها چند ساعت طول ميكشد و ديگر نزديك غروب شده است. فردي مسن كه تجربه پخت سمنو
دارد و به قول معروف استاد اين كار است از قبل دعوت ميشود تا بر كار نظارت داشته
باشد.
اهلي محل، فاميلها و دوستان وآشنايان (شايد با شيريني و گل) ميآيند و ملاقه دسته
بلند را از استاد گرفته و به نيت گرفتن حاجت مواد را به هم مي زنند خدا ميداند در
دل آنها چه ميگذرد و در ضميرشان چه چيزهاي مرور ميشود و چه حاجاتي را از خدايشان
طلب ميكنند. هر كس كه پاي ديگ، سمنو را هم ميزند ناخودآگاه اشكش سرازير ميشود و
اين نه به خاطر دود هيزمهاست بلكه تضرع و زاري به درگاه خداي مهربان و تواناست.
مردم معتقدند سمنو متعلق به بيبي حضرت فاطمه زهرا (س) است و در حين دعاهايي كه در
دل زمزمه ميكنند متوسل به حضرت فاطمه زهرا (س) ميشوند كه شفيع شده و حاجات آنها
را برآورده كند. فردي مداح يا روحاني در آن شب مداحي و روضهخواني ميكند و سپس
فاميلها و دوستان شام را با هم صرف ميكنند. اواخر شب كه شيرهها تقريباً سفت شده
و حالت مايع ندارد با نظر استاد در ديگ را گذاشته و رويش را با مقدار زيادي آتش و
خاكستر مي پوشانند. تعدادي از بانوان آن شب را در كنار ديگ يا در ساختمان بيدار
ميمانند و دست به دعا برميدارند و نماز به پاي ميدارند و حاجت خود را با خدا در
ميان ميگذارند صبح زود استاد سمنوپز و بيدارماندگان با دعا و صلوات در حالي كه اشك
در چشمانشان حلقه زده است در ديگ را برميدارند و همه با بيم و اميد منتظر ديدن
نقوش و اشكال روي سمنو هستند و معتقدند اگر حضرت زهرا (س) حاجت آنها را داده باشد
شكلي شبيه پنجه دست روي سمنو نقش بسته است. در اين هنگام همه اشك شوق ميريزند و
خدا را سپاس ميگويند. حال ظروف كوچك و بزرگ چيني و ترمه و آبگينه و سفال رديف
ميشوند تا نذر را تقسيم كنند. در هر ظرفي كه گردو يا بادام افتاده باشد به فال نيك
گرفته ميشود مردم به نيت تبرك و شفا آنرا ميل ميكنند و مقداري از آنرا براي سفره
هفتسين عيد نوروز نگه ميدارند چرا كه تا صبح در كنار اين سمنو دعا و مناجات برپا
بوده است.
سمنو علاوه بر اينكه بسيار شيرين و خوشمزه ميباشد مادهاي مقوي نيز به شمار
ميرود.
آري نذر هم نذرهاي قديميها كه نذري علاوه بر تبرك باعث تقويت جسمي و رفع مقداري از
منابع معدني بدن بوده اغذيه نذري از قبيل شلهزرد، نان و پنير و سبزي، آشهاي مختلف،
حليم ...... جزء نذريهاي خوب محسوب ميشود بر خلاف امروزه كه مثلاً مقداري گرد
رنگي را با آب و شكر مخلوط كرده و در ظروف يكبار مصرف پلاستيكي ريخته و به اسم شربت
پرتقال بين مردم در مراسمهاي مختلف توزيع ميكنند.
ب) تفال شب چهارشنبه سوري
بشر از ديرباز هميشه منتظر فردا و روز بعد و سال بعد بوده و مايل بداند در آينده چه
سرنوشتي خواهد داشت. براي دسترسي به اطلاعات و به تعبيري ”پيشگويي“ به كارهاي
مختلفي دست ميزد. از بررسي تغيير و حركت ستارگان آسمان گرفته تا گوش سپردن به
صداهاي مختلف و ..... !
- فالگوش يكي از مراسم آخر سال فال ”فالگوش“ است كه بعضي از خانمها در سرشب آخرين
چهارشنبه سال به طور شانسي درب يكي دو تا از منازل اطراف رفته و چند دقيقهاي به
صداهاي داخل آنجا گوش ميدهند حال اين صدا ميتواند صداي اذان و قرآن يا صداي گريه
و سروصداي بچه يا خنده وشوخي و .... باشد. كلاً با هر صداي شنيده شده فال ميگيرند
مثلاً صداي خنده و شوخي يعني سال آتي هميشه لبخند بر لب خواهند داشت.
- قاشقزني رسم ديگر ”قاشقزني“ است كه فرد با پوشيدن لباسهاي ناشناس و مندرس به
نحوي كه شناخته نشود با بدست گرفتن قاشق و كاسه فلزي به درب منزلي رفته و شروع به
زدن قاشق به كاسه ميكند صاحبخانه از سر لطف تكهاي نبات يا پول خرد يا هر چيز
خوشايند ديگري در كاسه اش مياندازد. اما اگر كودك يا فردي ناوارد با قاشقزن روبرو
شود و به جاي استقبال از او، حرف نامربوط يا برخورد ناشايست كند ميگويند سال آينده
براي آنها سال خوب يا بدي خواهد بود.
- فال بولوني ايرانيان خوش ذوق و قريحه مردماني هنردوست و هنرپروراند و براي هنر و
هنرمند ارزش ويزهاي قايل هستند و در اين ميان شعرا جايگاه ويژه اي دارند يكي از
شاعراني كه بي شك هر ايراني نامش را شنيده لسانالغيب ميباشد كه در منزل هر ايراني
در كنار كتاب آسمانياش يك جلد ديوان حافظ به چشم ميخورد و بسياري از پارسي زبانان
با كتاب حافظ تفال ميزنند و جواب خود را نيز ميگيرند. فال گرفتن با شعر حافظ به
صورتهاي مختلف و در موقعيت هاي مخصوص انجام گرفته و ميگيرد.
نجفآباديها نيز مثل ساير هموطنان به حافظ ارادت خاص دارند و هنگام نزديك شدن به
ايام نوروز با استفاده از ديوان حافظ فال مخصوصي به نام فال بولوني مي گيرند.
بولوني ظرف سفالي شبيه كوزه مي باشد با اين تفاوت كه دهانهاش به تنگي دهانه كوزه
نيست و ظرف مخصوص نگهداري ترشي نيز ميباشد. عصر آخرين سهشنبه سال (شب
چهارشنبهسوري) يكي از خانمهاي فاميل به تعداد افراد فاميل يا به تعداد افراد مورد
نظر اشياء ريز شبيه دانههاي مختلف تسبيح، دگمه و چيزهايي از اين دست را داخل
بولوني ميريزد، هر كدام از دانهها براي يكي از افراد در نظر گرفته ميشود. آنشب
درب بولوني را با چيزي ميپوشاند وآنرا داخل تنور گذاشته و در تنور را ميگذارد.
فردا صبح مواد مخصوص تهيه آش رشته يا كوفته را آماده ساخته و غذا را تهيه ميكند.
مدعوين دور هم جمع شده و بولوني را از داخل تنور بيرون آورده و آنرا كنار
دختربچهاي گذاشته و يكي از سالمندان فاميل ديوان حافظ را در دست ميگيرد دختربچه
دستش را داخل بولوني كرده و يكي از دانهها را بيرون ميكشد و كسي كه كتاب حافظ در
دست دارد كتاب را باز ميكند، فال گرفته شده مربوط به همان كسي است كه دانهاش از
بولوني بيرون كشيده شده. شعر با صداي بلند خوانده ميشود و بقيه شعر را مطابق نيت
فرد تعبير و تفسير ميكنند اين كار تا آخرين دانه داخل بولوني ادامه مييابد و در
آخر نيز غذا صرف ميشود.
فلسفه اين كار هر چه بوده اما دو اثر مثبت آن كاملاً مشخص است: يكي صله رحم فاميل و
ديگري مانوس شدن بيشتر با اشعار حافظ ...
البته اين كارها تقريباً فراموش شده است و خيليها حتي نامش را نشنيدهاند اما هنوز
برخي از سر اعتقاد يا به خاطر تفنن و سرگرمي سالي يكبار به اين كار مبادرت
ميكنند.
راوي فال بولوني خانم خديجه
توكلي
تهيه كننده اعظم توكلي
استفاده از مطالب اين بخش با ذكر منبع آزاد است